در زبان انگلیسی استفاده از حرف دیگران بدون ارجاع به گوینده با کلمهٔ plagiarism توصیف میشود. این کلمه از ریشهٔ لاتین plagium (به معنای بچهدزدی/آدمربایی/در مقطعی: بردهدزدی) گرفته شده است (در آلمانی هم plagiat میگویند).
در دل این نامگذاری یک قضاوت ارزشی مهم وجود دارد: ماهیت دزدی آثار فکری دیگران چیزی فراتر از دزدی اموال فیزیکی آنهاست و محصول فکر نویسنده، فرزند یا عضو خانوادهٔ نویسنده فرض شده است.
جالب است که در انتشار غیرقانونی فایلهای کتابها و فیلمها و موزیکها هم از اصطلاح piracy استفاده میشود که با دزد دریایی همریشه است (pirate) که یکی از خشنترین شکلهای دزدی است.
احتمالاً کسانی که نخستین بار معادل فارسی «سرقت ادبی» را برای این واژه بهکار بردند، اهل ادبیات بودهاند و جز سرقت «ادبی» مصداق دیگری برای plagiarism متصور نبودهاند. در حالی ترکیب «سرقت ادبی» بار معنایی سنگین واژهٔ انگلیسی را با خود ندارد. بهویژه در نوشتههای غیرادبی، ترکیب «سرقت ادبی» بیشتر چنین تداعی میکند که فرد خودش صاحب فکر و اندیشه بوده، و صرفاً در شیوهٔ بیان و لحن و فرم دزدی کرده است. در حالی که plagiarism به سرقت فُرم محدود نیست و سرقت مفهوم و محتوا را هم شامل میشود.
عدهای به فراخور موضوع و فضای بحث، گاهی از «سرقت علمی» و گاه از «سرقت ادبی» بهعنوان معادل plagiarism استفاده میکنند. اگرچه اینکار اندکی دقت کلامی را بالا میبرد، اما همچنان این مشکل پابرجا است که ما به جای یک اصطلاح رایج در جهان، دو اصطلاح تعریف کردهایم.
در سرویس واژهیار (متعلق به فرهنگستان) اصطلاح «دستبرد فکری» پیشنهاد شده که معادل مناسبتری است. البته این معادل هنوز چندان جانیفتاده و سنگینی و خشونت نهفته در کلمهٔ لاتین/انگلیسی را در خود ندارد.
در سایت متمم بحث و گفتگویی دربارهٔ مصداقهای دستبرد فکری وجود دارد که فکر کردن به آن به درک عمیقتر مفهوم plagiarism کمک میکند:
سرقت ادبی (دستبرد فکری) | مقایسهٔ دو چالش مشابه در دو مقطع زمانی مختلف
سایت پاسخ نامه – که در حال مطالعهٔ آن هستید – واژهنامهٔ جنبی سایت متمم است. اگر به مدیریت کسبوکار و توسعهٔ فردی علاقهمند هستید، میتوانید سرفصلهای دوره MBA و نقشه راه توسعه فردی متمم را ببینید.